تبلیغات
اعتیاد ، ترک یا درمان لژیون حمید اکبری - سی دی خانه دل
 
اعتیاد ، ترک یا درمان لژیون حمید اکبری
وبلژون مسافر حمید اکبری
 
 
یکشنبه 10 بهمن 1395 :: نویسنده : مسافر رضا
((بنام قدرت مطلق الله))

متن سی دی خانه دل از مهندس دژاکام



آن آگاهی و دانایی انسان و موجود باعث می شود که خانه دل از چه چیزی پُر باشد و خانه دل مشخص می کند که موجود در کجای رده تقسیم بندی تکاملی انسانی قرار دارد. بالا بودن انسانها را شغل  سمت مشخص نمی کند بلکه خانه دل مشخص می کند که بر مبنای دانایی فرد است .

تمام جهان بینی روی این مطلب خلاصه می شود که خوبی ، خوب است و بدی ، بد است که ما تصور نکنیم که هر خطایی که می کنیم راه فرار یا گریزی وجود دارد بلکه هیچ گریزی نیست . ذره ای عمل خوب یا بد انجام بدهی پاداش یا عذاب آنرا دریافت خواهی کرد یعنی سیستم کائنات اینگونه برنامه ریزی شده است مثل کامپیوتر یا ماشین حساب که اگر 2+2 را به آن بدهی قطعاً جواب 4 را به ما می دهد خداوند یک دستگاهی را برنامه ریزی کرده و یک کسانی را ناظر بر آن گذاشته که دائماً بر آن سیستم نظارت می کنند یا مثلاً شما فکر می کنید لک لکها چگونه بدون قطب نما و رادار مسیر پرواز و حرکت خود را پیدا می کنند ؟ یا زنبور عسل چگونه کندوی خود را پیدا می کند چگونه در حافظه اش ضبط می شود؟ در کتاب مقدس هم آمده که ما به زنبور عسل وحی نمودیم. چه سیستمی این قوانین را کنترل می کند؟. سیستم طبیعت و کائنات.

انسانهایی دست به خطا می زنند که از لحاظ شعور و آگاهی در رده پایین تری قرار دارند. انسانی که به آن آگاهی و دانایی رسیده باشد می داند که سیستم هستی و خلقت دارای حساب کتاب است بنابراین از خط و خطوط خارج نمی شود. ولی بعضی ها خیال می کنند همه چیز طبیعت است و برحسب اتفاق آمده و می رویم و هر خلافی را مرتکب بشوند هیچ اتفاقی نمی افتد. پس تمام درسها روی این خلاصه می شود.

نیروها همیشه منفی نیستند و آن ساختار ذهنی و فکری ماست که با کوچکترین مطلبی انسانها را تماماً منفی می دانیم و انسانها را مخرب می دانیم و بلافاصله می خواهیم در مقابل انسانها قد عَلَم کنیم یا صف بکشیم یا در مقابل انسانها شمشیر از نیام بکشیم و درگیر بشویم. در حالی که ساختار فکری و ذهنی عظیمی که ما در ذهنمان از یک موجود و انسان دیگری ترسیم می کنیم و خیال می کنیم که خیلی بد و پلید و کینه توز است ، اصلاً گاهی ممکن است اینگونه نباشد و این برداشت آنی و ظاهری ماست.

سخنان استاد در تاریخ 1375/11/13 :

در گردش ایام به این مرحله رسیدیم که ابتدا به امر خاندان خود را هدایت نمائیم که برای دیدن و دیده شدن از واجبات محسوب می شود. دوم نور چراغی باشیم که قدری دورتر را روشن می نماید. سوم نوری تابنده تر تا به دور دستها چون خورشیدی کوچک بتابیم و این امریست که خداوند تبارک و تعالی در هر موردی فرمان داده است.

اول : اولین مطلبی که برای هرانسانی پیش می آید جمع و جور کردن خانواده خودش است . کسی که ادعای آموزش دیگران را دارد یا می خواهد کارخانه یا شرکت یا بیمارستانی را اداره کند یا بعنوان یک وزیر وزارتخانه ای را رهبری کند باید اول توانائی این را داشته باشد که خانواده خودش را جمع و جور و اداره کند و به هر قیمتی که شده سعی کند حتی الامکان آن را حفظ نماید و نابودش نکند چون اگر نتواند این کار را انجام دهد چگونه می خواهد برای دیگران کاری انجام دهد. این یک مسئله بسیار مهمی است. حالا شاید استثنائاتی هم وجود داشته باشد چون در هستی هیچ چیز مطلق نیست و استثنائات هم در موارد بسیار نادر وجود دارد.

دوم : حالا وقتی خانواده را جمع و جور کردی باید به سراغ مسئله دوم بروی و به انسانها خدمت کنی مثلاً دکتر است مطلب را اداره کند و در مطب به بیماران خدمت کند یا راننده تاکسی است به انسانها در امر حمل و نقل خدمت کند یا معلم است و تدریس می کند. چون گفتیم در هستی تمام موجودات در حال خدمت هستند. هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی گذارد حتی یک تکه آهن یا حَلَبی یا درخت یا هر نوع حشره و میکروب. ما هیچ حیوانی را نداریم که بیکار باشد مثلاً ممکن است خرس قطبی شش ماه بخوابد اگر شش ماه خوابید برای کسب انرژی می‌خوابد پس همه اجزاء هستی باید در این سیستم کار کنند.

سوم انسانهایی هستند که ازین مرحله عبور می کنند و فرمانشان در حد خیلی وسیعتر و گسترده تر ، بُرّا و اثرگذارتر است مثل یک استاندار که شهری را کنترل و اداره می کند. اینها همه از یک خانه و خانواده شروع می شود.

حال جدای این خانه ، ما یک خانه دیگر هم داریم و آن خانه ، خانه دل است . این خانه هم برای خودش یک سری تفکراتی دارد. یک مواقعی خانه دل پُر از کینه ، نفرت ، نفاق و زهر است و یا پُر از مهر و محبت و گذشت است. چه چیز باعث می‌شود که این خانه ، پُرمهر و محبت و یا پُرکین باشد؟ آن آگاهی و دانایی انسان و موجود باعث می شود که خانه دل از چه چیزی پُر باشد و خانه دل مشخص می کند که موجود در کجای رده تقسیم بندی تکاملی انسانی قرار دارد. بالا بودن انسانها را شغل  سمت مشخص نمی کند بلکه خانه دل مشخص می کند که بر مبنای دانایی فرد است . خانه دلی که بر مبنای دانایی باشد و بر مبنای شور نباشد. چون خانه دلی که بر مبنای شور باشد ، ممکن است با کوچک ترین چیزی علیه دلش بلند شود . کسانی که بر مبنای شور طرفدار چیزی می شوند زود هم از بین می رود . چون بر مبنای شور یک مرتبه دیندار می شوند و خداپرست می شوند و بر مبنای همان شوری که دیندار شدند بر علیه همان دین طغیان می کنند.

خانه و بیت ما پس از سالهای سخت اما همیشه با مهر و محبت بود ما بر آن هستیم که درخت نخل خویش را به خوشه های رطب ، آباد کنیم و از شهد آن شربتی بسازیم که بر آن همه سیراب بشوند و در دراز مدت در ذهن بسیاری از انسانها باقی بماند خانه دل را روشن کن که خانه دل با چراغ خود نور تابنده ای به خانه خدا می دهد.

وقتی که انسان دلش پاک بود و مهر و محبت بود می تواند تبدیل به محبت و شربتی بشود که به دیگر انسانها هم بدهد. انسانی که با محبت است دیگران هم از وجود و مصاحبت با او لذت می برند گویی همان شهدی است که به دیگران می دهد. انسانی هم که بد باشد از مصاحبت و وجودش احساس بدی بهشان دست می دهد . بعضی از بزرگان می گویند دلی که پر از مهر و محبّت باشد ، این دل ، خانه خداست.

بسیاری از مردم در این مقوله هستند که آیا اصلاً وجود ، وجود دارد یا خیر یعنی با خود بیگانه اند در حالی که می خواهند وجود خدا را بشناسند اما همین ناباوری آنها را به مرز شیطان می کشاند و در آنها هست می گردد. جهان مملو از این انسانهاست وقتی ما می گوئیم یعنی عشق و ایمان باید واقعیت داشته باشد تا جامه زیبایی بر تن شود.

خیلی از مردم در این تفکرند که خدا هست یا نیست ، آیا جهان پس از مرگ هست یا نیست ، آیا حیات و حیاتهای دیگری هست یا نیست ، بعضی ها در حال اثبات خدا هستند ، بعضی ها در حال رد خدا هستند . اینها خودشان با خودشان بیگانه اند و خودشان را در مشکل می اندازند. این ناباوری است که تفکر را تغییر می دهد.

بعضی انسان ها هستند که منافع خودشان بر منافع همه ارجحیت دارد و حاضرند جامعه فدا شود ولی منافع آنها حفظ شود مثل کسی که بین لذتهای دنیوی و فرزندش ، لذتهای دنیوی و پول را انتخاب می کند و بچه اش را به پرورشگاه می دهد و زیر بار مسئولیت نمی رود چون چیزی که برایش مهم است خودش است . بقول قدیمی ها که می گویند (میمونی به حمام رفت ، پایش از حرارت کف حمام سوخت ، بچه اش را زیر پایش گذاشت و نشست روی بچش). بعضی از آدمها اینگونه اند و وقتی خودشان در آستانه سوختن قرار دارند بقیه انسانها را زیر پایشان می گذارند یعنی حاضرند پدر ، مادر ، فرزند ، خانواده ، جامعه و سایر افراد جامعه فدا بشوند ولی منافع خودشان به خطر نیفتد. این دستورات از قلبی که پر از مهر و محبت باشد و خانه خدا باشد صادر نمی شود. جهان پر است از این آدمها . اگر عشق و ایمان واقعی باشد انسان جامه زیبایی بر تن می کند مخصوصاً ایمان که خیلی ممکن است در آن ریا بشود.

ما برای آنها دعا می کنیم که راه رستگاری و صراط مستقیم را بیابند تا از شن و ماسه های دوّار بیرون بیایند و به دریا و بحر برسند. امیدواریم که در تحولات خویش قدمهای بسیار قوی و محکم بردارید و از تلاشِ راه در راه حق هیچ وقت نا امید نشوید. صبر شما کم می شود خوب ممکن است در حیات خویش به آنچه باید به شما فکر فراخی بدهد کمتر تفکر می نمائید باید جسم و روح هر دو با هم به یک مسائلی برسند اگر در هریک ایرادی باشد در دیگری انعکاس خوبی نمی گذارد ما همه را تجربه نموده ایم. نیروها همیشه منفی نیستند بخصوص که قصد آزار شما را نداشته باشند اما در خط نیروهای شیطانی عمل نمودن انسانها آنها را بدمنظر می نماید.

شنهای روان دو کار انجام می دهند اگر در صحرا باشند دائماً به گرد خودشان می چرخند ولی اگر به دریا نزدیک باشند انسان را به دریا می رسانند یعنی انسانهایی که در جهل و نادانی باشند و هیچ کس نباشد به آنها اطلاعات و آگاهی بدهد همیشه سرگردانند و تا ابد به دور خودشان می گردند. باید یک نوری بیاید تا این انسانها را به دریا برساند و اگر هم به دریا نزدیک باشند باز هم خودش بیانگر این است که باید سختی را متحمل بشوند تا به مرحله رستگاری برسند. ما دعا می کنیم که از جهل و نادانی بیرون بیایند و راه صراط مستقیم را پیدا کنند تا به رستگاری و دریا برسند.

تا زمانی که انسان سختی را متحمل نشود ، نمی‌تواند به آن مرحله رستگاری برسد . چشمه آب حیات و زندگانی در ظلمات است یعنی در سختی ها و تاریکی هاست ، انسانهایی به آب حیات و زندگانی می رسند که یک سختیهایی را تجربه کرده باشند. بعضی سختیها را خداوند بر انسان نازل می کند تا انسان بیاموزد و فرا بگیرد و قدر بداند . ما موقعی قدر هوا را می دانیم که اکسیژن نباشد بنابراین تا وقتی سختیها را انسان تحمل نکند به بهشت موعود نمی رسد.

وقتی درراه حق و حقیقت تلاش می‌کنید هیچ موقع نا امید نباشید اگر کاری را که دارید انجام می دهید فکر می‌کنید درست است و حقیقت است ، نا امید نشوید . خداوند شما را زود به نتیجه نمی رساند می خواهد ببیند انسان چقدر ظرفیت دارد پس دست از تلاش برندارید و مطمئن باشید که به نتیجه می رسید.

گاهی اوقات صبر ما کم می شود، چرا کم می شود؟ برای اینکه آن چیزی که باید به شما فکر درست و منطقی بدهد به آن فکر نمی کنید فقط به فکر گذراندن روز خودت هستی. فکرهای اصولی و منطقی نمی کنی آن چیزی که فکر فراخ و فکر بزرگ به تو می دهد و راه خروج را به تو نشان می دهد به آن فکر نمی کنی.

جسم و روح مثل سوار و سوارکار هستند . اسب جسم است و روان و روح سوارکار است . این دو باید باهم میزان باشد و هردو با هم باید به مسائل خاصی برسند. در هریک ایرادی باشد روی دیگری اثر می گذارد. همه نیروهای مخالف ما همیشه منفی نیستند چون هر مسئله را ممکن است شما هزار جور فکر کنید. منظور این است که هر واقعه هزار جور ممکن است اتفاق بیفتد ولی ما همان طوری تفسیرش می کنیم که خودمان دوست داریم با محتویات ذهنی خودمان و چون ما تمام صحنه را نداریم و فقط یک سکانس را داریم بقیه را با ذهن خودمان بازسازی می کنیم و جالب این است که وقتی این را بازسازی می کنیم خیلی شدید به آن معتقدیم و می گوییم همین درست است و همین است و غیر از این هم نیست.

انسانهایی که در خط نیروهای شیطانی کار می کنند به مرور زمان بد قیافه و زشت می شوند. ممکن است در یک مقطعی خودشان را نشان ندهند ولی به مرور زمان و گذشت زمان قیافه شان زشت و زننده می شود. مانند انسانهایی که دروغ می گویند فریب و نیرنگ می کنند و به انسانها آزار می رسانند و پلیدند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 مرداد 1396 10:49 ق.ظ
Hiya! Quick question that's completely off topic. Do you know how to
make your site mobile friendly? My website looks weird when viewing
from my apple iphone. I'm trying to find a
template or plugin that might be able to fix this issue.
If you have any recommendations, please share. Cheers!
دوشنبه 16 مرداد 1396 08:30 ب.ظ
Very nice write-up. I certainly appreciate this website.

Keep writing!
شنبه 14 مرداد 1396 10:27 ق.ظ
I don't even know how I ended up here, but I thought this post was great.
I do not know who you are but definitely you are going to a famous blogger if you aren't already ;
) Cheers!
جمعه 6 مرداد 1396 07:44 ب.ظ
I am really loving the theme/design of your weblog. Do you ever
run into any web browser compatibility issues?

A number of my blog visitors have complained
about my site not operating correctly in Explorer but looks great in Firefox.
Do you have any suggestions to help fix this issue?
جمعه 1 اردیبهشت 1396 10:28 ق.ظ
you're really a excellent webmaster. The website loading velocity is incredible.

It seems that you are doing any unique trick. Moreover, The contents are masterpiece.
you have performed a excellent activity on this topic!
یکشنبه 20 فروردین 1396 11:28 ق.ظ
I visited multiple blogs however the audio feature for audio songs current at this website is in fact wonderful.
دوشنبه 14 فروردین 1396 03:44 ق.ظ
It's impressive that you are getting thoughts from
this post as well as from our discussion made at this place.
یکشنبه 13 فروردین 1396 11:03 ق.ظ
I am really impressed with your writing skills and also with the layout on your blog.
Is this a paid theme or did you customize it yourself?

Either way keep up the excellent quality writing, it is rare to see
a great blog like this one these days.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مسافر محمد رضا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :