تبلیغات
اعتیاد ، ترک یا درمان لژیون حمید اکبری - متن سی دی شرارهای نورمهندس دژاكام
 
اعتیاد ، ترک یا درمان لژیون حمید اکبری
وبلژون مسافر حمید اکبری
 
 
سه شنبه 3 اسفند 1395 :: نویسنده : مسافر رضا
((بنام قدرت مطلق الله))

متن سی دی شراره های نور از مهندس دژاکام


انسان برای تغییر ، استعداد بسیار خوبی دارد این تغییر می تواند از خوب به بد یا از بد به خوب باشد . شاهکار خلقت انسان همین است که تغییر پذیر است .


سخنان استاد در تاریخ 1375/01/23 تحت عنوان شراره های نور .

علوم از یک مبدأ شروع  شدند مانند زندگی و گسترش یافتند مجزا شدند و هر یک دنیایی را باز کردند و مانند اقیانوس شده و در نوک پیکان آن می شوند که بظاهر نقطه ای جدید است. اما با محتویات دیگر، و حرکت ما و ثابت شدن چشمهای ما به نقطه دیگری یعنی عبور از کانالهایی که به یک کانال می رسد. و اقیانوس عظمت آن را می رساند از اینجا عمل و نتیجه مهم است، ابعاد مهم نیستند.

بطور کلی علوم از یک نقطه ای شروع شدند و گسترش یافتند

در زمانهای قدیم ابوعلی سینا یا سهره وردی یا امثالهم همه علومی که بود از طب و فلسفه و ریاضیات و غیره را  می دانستند چون علوم محدود بوده . اما بعدها کم کم گسترش پیدا کرد و مثلاً ریاضی شد یک شاخه ، طب شد یک شاخه ، نجوم و فلسفه و حکمت و غیره هر کدام یک شاخه جداگانه شدند ، ولی در نهایت این علوم  باید دو مرتبه با هم جمع بشوند و به نقطه اول خودشان برگردند ولی نقطه جدید با اطلاعات و آگاهی جدید.

بحث امروز بیشتر راجع به علم طب و اعتیاد است . بدن انسان یک سیستم بسیار قوی و نیرومند هست میتوان گفت جهان اکبر است یعنی بدن انسان جهان بزرگ است و جهان فیزیکی ، جهان اصغر است . برای عظمت و بزرگی آن باید گفت که بزرگترین ارتشهای جهان ، در بدن وجود دارد که از بدن در مقابل عوامل خارجی محافظت می کنند و این کار مربوط به سیستم ایمنی بدن انسان است مثل سَدّ خونی مغز که اجازه ورود میکروب و ویروس و باکتری را به مغز نمیدهد . بطور مثال یکی از سربازها به نام مایکروفاژها که در مغز استخوان تولید میشود ، حدود چندین میلیون تولید میشوند و مغز استخوان روزانه چندین میلیون از این مایکروفاژها تولید می کند که به سیستم ایمنی بدن کمک می کنند یا مثلاً کبد یا کلیه را در نظر بگیرید که بزرگترین پالایشگاه­های جهان به قدرت کبد یا کلیه نیست .

عملکرد سیستم ایمنی یک مثلث تشکیل می دهد :

1-یک ضلع از این سیستم ایمنی کارش این هست که نیروهایی که خودی هستند تشخیص میدهد و کاری با آنها ندارد .

2-ضلع بعد نیروهایی که خودی نیستند یا برای بدن ضرر دارند را شناسایی می کند و با تمام قدرت با آنها مبارزه می کند مثل وقتی که واکسن وارد بدن می شود و سیستم ایمنی اون ویروس یا میکروب را می شناسه و آنتی یا ضد آن را  تولید میکند و وقتی که آن ویروس یا میکروب وارد بدن میشود ، آن را از بین می برد .

3-ضلع آخر یک چیزی وارد بدن می شود ، سیستم ایمنی نمی داند که این از نیروهای خودی است یا نه ، در اینجا هم حمله می کند و با آن مبارزه می کند و ریسک نمی کند . مثل مبحث خودداری در وادی پنجم که می گوید اگر کاری را نمی دانیم خوب است یا بد ، از آن خودداری کنیم .

پس یکی که خودی ها رو  می شناسد و راه میدهد ، یکی غیر خودی ها رو نابود می کند ، یکی هم به آنهایی که شک دارد حمله می کند .

بعضی مواقع هم هست که این سیستم ایمنی که در حال دفاع از بدن یا کشور خودش هست یک دفعه بر علیه کشور خودش عمل می کند و کودتا می شود و سیستم های داخلی خودش را از بین می برد .  این اتفاق موقعی رخ می دهد که یا اطلاعات غلط به آن برسد و یا کمبود داشته باشد و متوجه نشود.

پس یکی از مشکلاتی که ممکن است برای سیستم ایمنی پیش بیاید این است که بالانس یک سری از موادش از بین رفته باشد یا موادی کم به آن برسد وقتی مواد کم برسد مثل این است که اطلاعات بهش کم برسد ، آن مواد مثل ناقلهای عصبی هستند ، نوروترانسمیترها یا هورمون ها یا مواد درون ریز یا مواد برون ریز.  مثلاً انکفالین کم می شود یا سروتونین یا هر چیز دیگری وقتی کم می شود بالانس از بین می رود و شروع به از بین بردن سیستم های خودی می کند . متاسفانه امروزه کاری می کنند که سیستم ایمنی ضعیف بشود یعنی به جای اینکه کمبودی که سیستم ایمنی دارد را مرتفع بکنند و مواد مورد نیازش را به آن بدهند که تقویت بشود آنرا سرکوب و ضعیف می کنند تا حمله اش کمتر بشود ولی اگر یک دشمن دیگری حمله بکند سریعاً ما را از پا در می آورد . پس باید این علوم یکجا جمع شوند تا بشود مشکلات را حل کرد .

پس علوم از یک مبدأ شروع شدند مانند زندگی و گسترش یافتند ، مجزا شدند و هر یک دنیایی را باز کردند.

 مثلاً الآن خون برای خودش یه دنیاست ، چشم همین طور ، بقیه چیزها هم همین طور و مانند اقیانوس شدند یعنی خیلی گسترده شدند ، یعنی کم کم همه این علوم با هم در یک راه یکی شده اند ، و در آینده مجدداً باید همه این علوم در یه نقطه ای به هم برسند و یکی شوند

چیزی که الآن برای ما مهم هست نتیجه کار است ابعاد مهم نیستند یعنی دستگاههای بسیار پیشرفته مهم نیستند مثلاً بیمارستانها و آزمایشگاهها و دستگاههای پیشرفته ابعاد هستند ولی نتیجه مهم است که آیا می توانیم کسی که بیست سال است درگیر یک بیماریست را درمان کنیم؟

ما در گذشته برای شروع یک جنگ نیازمند عدوات و نفرات بسیاری بودیم امروز در علوم می بینید که یک اسلحه بسیار کوچک قدرت بسیار زیادی دارد. ما از زمان شروع تا کنون یک دوره ابتدایی دبستان و یا مدرسه تا پایان آن دوره بوده است . حالا برای شما شروع باید با آن چه آموخته اید یعنی باید امتحان بدهید تا برای سفری یا سفرهای دیگر که با بُعد زمانهای متفاوت خواهد بود آماده شوید . ما بایستی برای شما برنامه بدهیم وقتی سخنی از حرکت به میان می آید یعنی همان آموخته ها و یادگرفته ها که باید در امورات و شئونات خویش جهت ارتقاء مقام خود به کار ببرید ،حالا متوجه شدید؟ ما می خواهیم جوهر وجودی را ارزش بگذارید.

افراد سفر اولی هم که وارد کنگره می شوند ما اولین کاری که می کنیم بیماریشان را  برایشان مشخص می کنیم دوم می گوئیم مدت زمان درمان چقدر است ، ولی در جاهای دیگر می گویند مشخص نیست . ما این اطلاعات و آگاهی را وقتی پیدا کردیم توانستیم در مسئله اعتیاد موفق بشویم . فرقی نمی کند که چه نوع اعتیادی یا چه سنی یا چه مشکلات جسمی ای داشته باشد . اگر درست عمل کند در سیستم کنگره به درمان می رسد .

آیا ما می توانیم به نقطه ای برسیم که مفهوم جوهر وجودی و مفهوم انسان را بفهمیم ؟ تفاوت انسان و حیوان چه هست ؟ انسان برای چه آمده ؟ برای چه میرود ؟

هر نوع بحران فکری که ما دچارش  شدیم ، برای اینکه از آن فاز بگذریم باید امتحان بدهیم ، یعنی اگر شما  زمین خورده هستی باید امتحان بدهی . امتحان شما از زمین بلند شدن است ، اگر نتوانید بلند بشوید هزار بار دیگر هم که زمین بخورید باز زمین خورده هستید . اگر بخواهی از جهان اعتیاد خارج بشوی باید امتحان بدهی اگر هزاران بار کاری را بکنی ، تا زمانی که کلید را پیدا نکنی نمی توانی خارج بشوی . در کنگره ما به همه افراد باید برنامه بدهیم.

حرکت یعنی چه؟ یعنی آن چیزهایی که یاد گرفتیم به کار ببریم. از آموختن تا عمل کردن خیلی فاصله هست که همان مسئله نظری و عملی هست انسان آن چیزی که می داند و عمل می کند یه مسئله دیگری است . نکته اینجاست که در کنگره ما به مسائل باید عمل بکنیم تا از مسائل عبور کنیم.

بعضی اوقات در خلاء و تاریکی می ایستید گویی با خود و نیروی تخریبی نبردی تنگاتنگ دارید. باید بدانید که تمام وجود شما باید حرکت باشد تا به آن شتاب افزوده گردد  بعد باز هم راجع به آن سخن خواهیم گفت و اثرات آن را خودتان بعداً با قویترین مسئله یعنی حس ، احساس خواهید کرد.  این بُعد عجب بُعدی است یعنی بُعد زمین یا همین بُعد ، رها شدن از آن مانند رها شدن از چنگال قوی کرکس با جثّه بسیار بزرگ و خوفناک باشد.

بعضی اوقات آدم متوقف میشود با خودش تفکر می کند ، با خودش در جنگ است ، گاهی اوقات نیروی تخریبی خودش است و گاهی از بیرون . باید حرکت کنید تا سرعت آن بیشتر و بیشتر بشود یعنی آموخته ها را به عمل تبدیل کنید . قویترین نیرویی که ما داریم  و می توانیم با آن نیرو همه چیز را درک کنیم نیروی حس است .

وقتی انسان بین دو قطب مثبت و منفی قرار  دارد این کار آسانی نیست که به سادگی همه جذب قدرت الهی بشوند و هدایت بشوند ولی اگر وارد بشوند کار، آسان میشود .

اما می توان بالهای این پرنده را به بالهای پرنده ای سپید که پیام آور القاء الهی هست تبدیل نمود . در جثّه به ظاهر ، ظریف و یا ضعیف در انسان های متفکر قدرتی نهفته است که هزاران بار از چنگالهای آن پرنده غول پیکر قدرتمندتر و تواناتر است.

یعنی شما می توانید از یک نیروی بسیار منفی ، یک نیروی بسیار مثبت بسازید و این کار صددرصد امکان پذیر است . به همین دلیل می گویند هیچکس لازم نیست که تا ابد در دوزخ بماند ، همه می توانند از دوزخ خارج بشوند یعنی هیچکس نمی تواند بگوید از من گذشته یا مثلاً بگوید من که دیگر هروئینی یا شیشه ای یا تریاکی شدم صد بار هم که اشتباه کردی باز بلند شو ، راه هست همیشه ما می توانیم این کرکس خوفناک را تبدیل به فرشته کنیم .

شما با تفکر و تعقل از نیروی خفته خویش کمک بطلبید و در جهت اندیشه راستین این انرژی را تبدیل به آنچه می خواهید بکنید .کتابی که از مطالعه آن خسته نمی شوم کلمات الهی است . که هر روزه چند کلمه آن را بطور منظّم در اطاعت از خداوند خود به کار می برید را می گویم. آنها را به کار ببرید .

اگر انسان پالایش پیدا بکند و تصفیه بشود ، مطالب درونش به صورت جاودان می ماند ما چون نمی دانیم اختلال آن از کمبود اطلاعات هست آنرا سرکوب می کنیم مشکل هم از آنجاست که ما خبر نداریم و یا نمی دانیم چطور باید این اطلاعات رو به آن داد و این کار ما مثل این می ماند که بیائیم نیروهای خودی رو بمب باران کنیم و اگر بدانیم مسلماً این کار را نمی کنیم . حالا این کار کجا انجام میگیرد؟ درون مغز. آنجاست که همه چیز را می سازد و همه به مغز ربط دارند و مغز به اطلاعات و آگاهی ربط دارد ، اطلاعات هم به مواد شیمیایی ربط دارد ، به سیناپسها ، نوروترانسمیترها و مسائل الکتریکی یعنی اگر ما بتوانیم مواد لازم را در اختیار مغز قرار بدهیم ، مغز کار خودش را انجام میدهد .

میگویند بیماری اعتیاد چند وجهی هست و یا یه چیزی هست که میگویند طُرُق اِلُی الله بِالعَدَدِ النُفوس یعنی  راههای رسیدن به خدا به اندازه نفوس است در صورتی که این حرف درستی نیست . به نظر من راههای رسیدن به خداوند فقط یه راه است و آنهم صراط مستقیم است . مثل اینکه بگویند راههای رسیدن به تبریز به اندازه نفوس دنیاست . تبریز فقط یک شاهراه دارد .  اگر بگویند راههای ورود به صراط مستقیم درست است یعنی به اندازه نفوس راه وجود دارد که به صراط مستقیم وارد بشوند . مثلاً برای اعتیاد فقط یه راه می تواند وجود داشته باشد آن هم ترمیم مغز است . اگر این مغز درست بشود و بالانس بشود مسئله حل می شود یعنی اگر موادی که نیاز دارد را در اختیارش قرار بدهیم کاملاً خودش را ترمیم می کند و می سازد .

آنچه از انسان به وجود می آید و به دست او محیا می گردد در اثر گذشت زمان نابود می گردد اما عین همان یعنی خیال سالم او در ماورای وجود او به همان صورت ساخته و باقی است . انسان موجود عجیب و تغییر پذیری مثل حلقه های بازی است اما وقتی که به تکامل رسید به حلقه غیر قابل انعطاف تبدیل می گردد. خداوند هرگز دل شکسته ها را از یاد نمی برد .

انسان برای تغییر ، استعداد بسیار خوبی دارد این تغییر می تواند از خوب به بد یا از بد به خوب باشد . شاهکار خلقت انسان همین است که تغییر پذیر است . اما وقتی که به تکامل رسید دیگر نمی توان تغییر داد و افکارش را  نمی شود عوض کرد.

فرق مکانیک با طبیب این است که وقتی یک ماشین خراب میشود خود مکانیک باید ماشین را درست کند ولی در بدن انسان طبیب دارو و مواد اولیه لازم را در اختیار بدن قرار می دهد و بدن با استفاده از آن دارو خودش را ترمیم می کند . مثل ساختمان که برای ساخت مصالح لازم دارد .

در فرضیه ایکس و سیستم کنگره ، تریاک ، حکم مصالح را برای ساختمان دارد ، چون تریاک بین 25 تا 50 آلکولوئید دارد یعنی 25 تا 50 نوع مصالح دارد . یعنی مورفین یک نوع مَصالح است ، دینورفین ، اندروفین ،  سراتونین ، دوپامین و ... هر کدام مصالح است.

پس ما در بازسازی سیستم عصبی باید مصالح لازم و مفید را در ساعت دقیق و درست و به میزان درست به مغز یا بدن برسانیم و بدهیم یعنی میزان دارو و زمان دارو را باید با برنامه ریزی دقیق در اختیار بدن قرار بدهیم تا خودش خودش را بسازد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 18 شهریور 1396 09:43 ق.ظ
Hi there, I enjoy reading through your article post.
I wanted to write a little comment to support you.
دوشنبه 30 مرداد 1396 11:28 ق.ظ
Hi, Neat post. There's an issue with your website in web explorer, would check this?
IE nonetheless is the marketplace leader and a good part of other people
will miss your excellent writing because of this problem.
جمعه 13 مرداد 1396 11:30 ب.ظ
Thanks for finally writing about >اعتیاد ، ترک یا
درمان لژیون حمید اکبری - متن سی دی شرارهای نورمهندس
دژاكام <Liked it!
جمعه 25 فروردین 1396 03:06 ق.ظ
hi!,I like your writing very a lot! proportion we keep up a correspondence
more approximately your post on AOL? I require a specialist in this house
to unravel my problem. Maybe that is you! Taking a look ahead to peer you.
دوشنبه 21 فروردین 1396 05:35 ب.ظ
My brother suggested I might like this blog. He was totally right.

This publish truly made my day. You can not imagine just how much time I had spent for this information! Thanks!
پنجشنبه 10 فروردین 1396 05:30 ب.ظ
These are genuinely impressive ideas in concerning blogging.
You have touched some pleasant points here. Any way keep up wrinting.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مسافر محمد رضا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :